این روزها برای آن که هر گروه و مجموعه هر چند کوچکی طبق نظمی خاص پیش رفته و قابل کنترل باشد به مدیریت نیاز خواهد داشت. در واقع در هر جای این دنیا و در هر زمینه‌ای به خوبی می‌توان اهمیت و ضرورت مدیریت را به چشم دید. مدیر سبب شده تا سازمان بتواند در مسیر صحیح حرکت کند. به نوعی می‌توان گفت که نتیجه تلاش‌های اعضای یگ گروه زمانی به بار خواهد نشست که توسط مدیر همسوسازی و هدایت شوند. در هر سازمانی همچنین، مدیر یک مرجع مورد اعتماد برای حل تعارضات و چالش‌ها محسوب می‌شود. درک اهمیت و ضرورت مدیریت برای هر کسب‌وکاری کمک می‌کند به بهترین شکل با یک مدیریت صحیح یک سازمان موفق و منسجم داشت. اگر شما نیز مایلید بیشتر در مورد این که چرا مدیریت مهم است بدانید قطعاً این مطلب می‌تواند پاسخی برای پرسش‌های شما باشد. همچنین اگر تمایل دارید تا به مجموعه کاملی از فیلم های آموزشی مدیریت دسترسی داشته باشید پیشنهاد ما دریافت مجموعه آموزش مدیریت فرادرس است؛ برای دریافت این آموزش روی لینک زیر کلیک کنید:
تعاریف بسیاری در توصیف مدیریت و جایگاه یک مدیر وجود دارد. به زبان ساده مدیریت در واقع هماهنگی و نظارت برای یک سری از وظایف جهت دستیابی به هدفی خاص توسط یک تیم است. مدیر نیز به شخصی گفته می‌شود که براساس منابعی چون افراد، ابزار، دانش و پولی که در اختیار داشته و اهدافی که از سوی مدیران سطح بالاتر یا سرمایه‌گذاران تعیین شده است تدوین یک استراتژی را آغاز خواهد نمود. این استراتژی‌ها به نوعی برنامه‌های بلندمدتی هستند که در ادامه به برنامه‌های میان‌مدت، کوتاه‌مدت و عملیاتی تبدیل خواهند شد. در زمان شروع عملیات نیز مدیر به خوی نحوه انجام کار را زیر نظر داشته و چنانچه متوجه شود کارکنان کم کاری کرده یا انگیزه آن­ها کم شده یا این که میان آن­ها تعارضی ایجاد شده است دست به کار شده و تصمیم مناسبی برای حل مشکلات اتخاذ خواهد نمود.
از بین وظایف مدیر می­توان به موارد زیر اشاره کرد:
پیش از بررسی دلایل اهمیت و ضرورت مدیریت نیاز است که ابتدا مراحل پروسه مدیریت را با هم بررسی نماییم. هر یک از این مراحل از اهمیت بالایی برخوردار است و باید با دقت و توجه ویژه­ای انجام شوند:
قطعاً این اهداف هستند که به دیگر مراحل اهمیت خواهند بخشید. لذا نیاز است که با دقتی بالا اهداف تعیین شده و به دیگر مراحل معنا بخشیده شود. در مدیریت، یک مدیر توانا باید به خوبی بر آن چه که سازمان به دنبال آن است اشراف داشته و از نحوه تأثیر آن بر ارزش‌ها و خروجی‌ها آگاهی داشته باشد. این را باید در نظر داشت که در مدیریت هر مجموعه و سازمانی، باید واقع‌نگر بود و به دنبال اهدافی قابل دستیابی رفت.
دومین مرحله از مدیریت، برنامه‌ریزی است. بعد از آن که اهداف و خواسته‌ها تعیین شدند باید دست به کار شد و با طراحی یک برنامه‌ریزی اصولی و دقیق راه رسیدن به اهداف را هموارتر ساخت. در واقع در این مرحله بایستی با ارزیابی منابع موجود، بهترین استفاده را از آن­ها داشت.
بعد از تعیین اهداف و نیز طراحی برنامه‌ریزی متناسب با اهداف، باید اقدام به اجرا نمود. در این مرحله، نوبت به اجرای طرح‌های برنامه‌ریزی شده می‌رسد.
در مرحله اندازه‌گیری نیاز است که مدیر اقدام به ثبت داده‌های مرتبط با اجرای طرح نماید. بعد از آن بایستی داده‌های ثبت شده با داده‌های مورد انتظار مقایسه شوند. از این طریق امکان ارزیابی عملکرد و تشخیص خطاها وجود خواهد داشت.
آخرین مرحله از مدیریت نیز به کنترل و بررسی خواهد گذشت. در این بخش مدیریت، مدیر این امکان را داشته تا به اصلاح کلیه خطاهای دیگر مراحل بپردازد. شما به عنوان یک مدیر می‌توانید در این مرحله بار دیگر برنامه‌ها را بررسی و دوباره برنامه‌ریزی کنید. همچنین امکان تعیین نحوه اجرای برنامه‌ها نیز برای شما وجود خواهد داشت. لازم به ذکر است که تمامی این مراحل از اهمیت بالایی برخوردار هستند و با رها کردن یک مرحله، سخت‌تر می‌توان مراحل دیگر را پیگیری نمود.
پیش از این نیز گفتیم که در هر سازمانی اهمیت و ضرورت مدیریت برای مدیریت فعالیت‌های دیگران به خوبی احساس می‌شود. در هر سازمانی، مدیر نقش یک برنامه‌ریز، هماهنگ‌کننده، رهبر، کنترل‌کننده و سازمان دهنده را بر عهده خواهد داشت. در واقع الگوی رفتاری مدیران است که نقش مدیران در مدیریت را تعیین خواهد نمود. در ادامه نقش‌هایی که در مسیر مدیریت بر دوش یک مدیر خواهد بود را با هم بررسی خواهیم نمود:
یک مدیر ممکن است بر عملکردهای اجتماعی و امضای اسناد، ریاست داشته باشد. هنگامی که مدیر در نقش یک رهبر است بایستی با اعضا جهت حل و رفع مشکلات و مسائل همکاری نماید. او در صورت لزوم، به همکاران انگیزه داده، آن­ها را تشویق می‌کند و در نهایت به آن­ها تذکر می‌دهد. همچنین مدیر بایستی با نهادها و شرکت‌های دیگر نیز روابط خوب و دوستانه‌ای داشته باشد.
مدیر در زمینه نقشه‌های اطلاعاتی با اطلاعات روبرو است. مدیر بایستی به عنوان یک ناظر، اشاعه دهنده و سخنگو فعالیت داشته باشد. در واقع در نقش ناظر به بررسی و جمع‌آوری اطلاعات مفید برای سازمان خواهد پرداخت. در نقش توزیع‌کننده، اطلاعات به دست آمده را در صورت لزوم به بخش‌های مرتبط ارائه نموده و اقدام به انتقال اطلاعات لازم خواهد نمود. به عنوان سخنگو نیز، مدیر بایستی اطلاعاتی چون برنامه‌ها، سیاست‌ها و دستاوردها را به افراد بیرون از سازمان انتقال دهد.
این نقش‌ها در ارتباط با تصمیم‌گیری در مورد مسائل مختلف هستند. از نقش‌های زیرشاخه تصمیم‌گیری نیز می‌توان به نقش‌های کارآفرینی، تخصیص دهنده منابع، کنترل‌کننده اختلال و مذاکره‌کننده اشاره نمود. در نقش کارآفرین بایستی بر عملکرد شرکت نظارت داشت. مدیر نیز برای تمامی بخش‌ها منابعی را در نظر خواهد گرفت. او همچنین این امکان را داشته تا از سوی شرکت وارد مذاکره شود.
اهمیت و ضرورت مدیریت این روزها تقریباً برای تمامی افراد واضح و مبرهن است. در ادامه بیشتر دلایل این اهمیت را با هم موردبررسی قرار خواهیم داد:
در هر تیم کاری، اهداف مشترکی وجود خواهد داشت و تمامی اعضای تیم تمام تلاش خود را به کار گرفته تا این اهداف عملی شده و به وقوع بپیوندند. یک مدیر به عنوان رهبر و فرد سازمان دهنده، به افراد کمک خواهد نمود تا در مسیر صحیح برای رسیدن به هدف تلاش کنند. در صورتی که مدیر از توانایی لازم برخوردار باشد به اعضای تیم کمک می‌کنند تا راحت‌تر بتوانند اهداف مشترک را عملی سازند. زیرا به خوبی قادر به توضیح مسائل به اعضای تیم خواهد بود. همچنین مدیر بسته به ظرفیت افراد، به تقسیم‌بندی مسئولیت‌ها پرداخته و در زمان انجام کار نیز به خوبی تعارضات و کم کاری ها را مدیریت و سازماندهی خواهد نمود.
منابع هر سازمانی، بیانگر میزان ظرفیت و توانایی آن هستند. این منابع می‌توانند به شکل دانش، پول، ابزارآلات یا نیروی انسانی باشند که برای سازمان کار انجام داده و ارزشی را خلق می‌کنند. در هر سازمانی بسیار مهم است که به بهترین شکل از این منابع استفاده شده و بهترین بازدهی از حداقل‌ها گرفته شود. مدیر می‌تواند یا نگرشی جامع به کلیه ابعاد استراتژیک و عملکردی سازمان، تمام تلاش خود را به کار گرفته تا شرایط را به گونه‌ای تنظیم کند که تمامی منابع بازدهی حداکثری داشته باشند. عدم وجود مدیر، سبب شده که هر بخش صرفاً بر کار خود نظارت داشته و برنامه‌ریزی آن­ها فقط برای اهداف عملیاتی و کوتاه‌مدت باشد. حال آن که مدیریت باعث شده که مدیر بتواند با اطلاعاتی که در خصوص تمامی بخش‌های سازمان داشته، بهترین برنامه بلندمدت را براساس اهداف استراتژیک تدوین نماید.
اهمیت و ضرورت مدیریت در زمینه کاهش هزینه‌ها نیز به خوبی احساس می‌شود. یک مدیریت خوب می‌تواند از یک ورودی حداقلی نیز بهترین و بیشترین خروجی را دریافت کند. لذا می‌توان گفت که یک مدیر توانا قادر است که ضمن استفاده از منابع کمتر، به نتایج بیشتر دست پیدا نماید. مدیریت باعث شده که ضمن افزایش بهره‌وری کارکنان، هزینه‌ها نیز کاهش یابند.
منظور از ساختار، نوع چینش اعضای سازمان و ارشدیت اعضای به یکدیگر است. مدیریت باعث شده که این ساختار به صورت دقیق و حساب‌شده تعیین شود و به این شکل احتمال بروز تعارض و تلاقی را به حداقل می‌رساند. در صورت عدم تعیین سطح ارشدیت و نظام گزارش دهی براساس شایستگی‌ها و توانایی‌های افراد در سازمان بی‌نظمی ایجاد شده و بازدهی، افت چشمگیری خواهد داشت. لذا اهمیت و ضرورت مدیریت در زمینه خلق یک ساختار منظم نیز به خوبی دیده می‌شود.
از دیگر دلایل اهمیت و ضرورت مدیریت در یک سازمان می‌توان به ایجاد توازن و تعادل اشاره نمود. دنیا به سرعت در حال تغییر و تحول است و این موضوع باعث شده که در هر سازمانی همواره افراد دچار عدم اطمینان باشند. یک مدیریت خوب قادر به ایجاد توازن با تمامی حس عدم اطمینان در سازمان خواهد بود. یک مدیر توانا می‌تواند با اطمینان کامل و بدون هر گونه ترسی با مقاومت اعضا روبرو شده و در سازمان تغییراتی را به وجود آورد. همچنین مهارت‌های ارتباطی به مدیر این امکان را داده تا افراد را با خود همراه نموده و مانع از جا ماندن سازمان از تغییرات شود.
برای رفاه هر چه بیشتر کارکنان نیز به مدیریت نیاز است. مدیریت خوب با ساده‌سازی انجام وظایف و دسترسی به اهداف سبب شده که سازمان با محیط هماهنگ شود. از این رو به میزان قابل توجهی بازدهی سازمان بالاتر می‌رود. تسلط بر مهارت‌های ارتباطی نیز باعث شده مدیر سبب تقویت روحیه افراد شده و در نتیجه سازمان به سود بیشتری رسیده و نیز کارکنان احساس رفاه بیشتری داشته باشند.
همان‌طور که گفتیم در هر سازمانی منابعی وجود داشته که مدیر بایستی در حفظ آن­ها کوشا باشد. همچنین مدیریت باید به نحوی باشد که بیشترین بهره‌وری را از منابع داشت. در ادامه به بررسی این منابع و نیز اهمیت و ضرورت مدیریت بر آن­ها خواهیم پرداخت:
منابع مالی جزو مواردی هستند که بایستی به صورت کاملاً حساب شده و دقیق مدیریت شوند. چرا که در غیر این صورت به راحتی از بین خواهند رفت.
زمان نیز از دیگر منابع اصلی برای هر سازمانی است. در هر سازمانی بایستی به بهترین نحو از زمان استفاده شود تا به بیشترین بازدهی دست پیدا نمود. لذا باید به بهترین شکل از زمان استفاده نمود و این کار تنها با یک مدیریت صحیح و برنامه‌ریزی اصولی ممکن است.
در سازمان‌ها برای پیشرفت و گسترش سطح کار خود، نیاز به ارتباط با افراد بیرون از سازمان و دیگر شرکت‌هاست. لذا باید مدیر به خوبی بتواند این ارتباطات را به صورت موفق و پایدار حفظ کند. همچنین وجود ارتباطات موفق درون سازمانی نیز کمک می‌کند تا افراد عملکرد و بازدهی بهتری را از خود نشان دهند.
برای توسعه مهارت‌های مدیریتی نیاز است که هر فرد به خوبی آموزش دیده و تحت تعلیم قرار بگیرد. اما در این رابطه بخشی از این دانش را می‌توان تجربی دانست. در واقع مدیران با قرارگیری در جایگاه یک مدیر رفته‌رفته با قلق کار آشنا شده و بهتر می‌توانند به مدیریت بپردازند. البته نمی‌توان در این زمینه بی‌گدار به آب زد و بدون هیچ دانش وارد کار شد. بلکه باید خوب در این زمینه آموزش دید و صرفاً با تجربه، به پختگی بیشتر دست یافت.
در این مطلب سعی شد به طور کامل در مورد جایگاه یک مدیر، وظایف و نقش‌های مدیریت و نیز اهمیت و ضرورت مدیریت صحبت شود. شما نیز می‌توانید با یادگیری مهارت‌های مدیریتی و نیز با آگاهی از اهمیت و ضرورت مدیریت برای کسب‌وکار خود بهترین مدیریت را رقم زده و از نتیجه یک مدیریت اصولی در شغل خود بهترین استفاده را ببرید. فرادرس به شما کمک می‌کند تا به خوبی به یک مدیر توانا و حرفه‌ای تبدیل شوید.
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
تمام حقوق این سایت متعلق به تکفارس می باشد.
Copyright© 2022 TechFars All Rights Reserved

source

توسط digitalwebmaster